پنجره

نگاشته‌های حامد خواجه

پنجره

نگاشته‌های حامد خواجه

طلبه|دُچار کتاب|سرگرم با ‎قلم

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مردم» ثبت شده است

منازل سه‌گانه دولت اسلامی (به مناسبت سالگرد شهادت شهید رئیسی)

در «مکتب امام» دولت اسلامی، «دولت مردم» است؛ دولت مردم با دولتی که صرفا از صندوق‌های رای بیرون آمده باشد و بعد بخواهد مردم را به خانه بفرست، متفاوت است؛ و به صرف آنکه دولتی از خواست مردم برآمده باشد، «دولت مردم» گفته نمی‌شود؛ و حتی «دولت مردمی» نیز با «دولت مردم» متفاوت است. «دولت مردم» یعنی خودم مردم قیام کردند و مسئولیت پذیرفته‌اند؛ خود مردم برای رهبری و امامت به پا خواسته‌اند؛ چنانچه در آیه ۵ سوره قصص می‌فرماید: «و نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً» یعنی همان «امامت امت» که حضرت امام در پیام ۱۲ فروردین فرمودند.

برای رسیدن به این مرحله از «دولت اسلامی»، که در مسیر رسیدن به تمدن اسلامی است. می‌توان دو گام و مرحله قبل از آن متصور شد که لازم است این دو منزل طی شود تا امکان ورود به منزل سوم فراهم شود.۱.دولت برآمده از صندوق رای ۲.دولت مردمی  و در نهایت ۳. دولت مردم یا همان دولت اسلامی به معنای واقعی کلمه.

۱. دولت برآمده از صندوق رای
اول قدم همان است که مردم در تشکیل و به قدرت رسیدن یک دولت و یا حکومت نقش داشته باشند؛ ساده‌ترین شکل آن هم دولت و حکومتی است که از صندوق‌های رای بیرون می‌آید؛ البته ما صورت‌های دشوار و پیچیده آن را هم پشت‌سر گذرانده‌ایم؛ برای تشکیل نظام اسلامی و برپایی حکومت اسلامی و بنا کردن ستون‌های آن و برای انقلاب اسلامی، مردم ایران صرفا رای ندادند؛ بلکه به معنای واقعی کلمه به‌پا خاستند و در این قیام خون‌ها دادند. ولی این‌روزها آنقدر صورت‌های ساده آن در منظر قرار گرفته است که گمان می‌شود با رفراندوم می‌توان حکومت تشکیل داد؛ زهی خیال باطل! ولی همین انتخابات را هم می‌توان تا حدودی به عنوان مشارکت داشتن مردم در به قدرت رسیدن یک دولت قبول کرد و آن را به عنوان نقش داشتن مردم در ریاست‌جمهوریِ یک شخص و یا یک جریان پذیرفت؛ کما اینکه حضرت امام می‌فرمایند: " تشکیل حکومت بستگی به آرای اکثریت مسلمین دارد " (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۵۹) در این گام و مرحله است که گفته می‌شود میزان رای مردم است؛ ولی در مراحل بعدی دولت اسلامی، به صرف رای مردم نباید اتکا شود.

۲. دولت مردمی
بله در این منزل و گام هم «رای مردم» و خواست مردم مهم است و هنوز هم میزان است و برسرکار آمدن یک دولت در این منزل هم بستگی به اکثریت رای مردم دارد؛ لکن دیگر در این منزل به صرف اکثریت رای اکتفا نمی‌شود و پس از انتخابات مردم را به خانه نمی‌فرستیم؛ بلکه در این مرحله و منزل از دولت اسلامی، مردم و خواست مردم همیشه در مقابل دیدگان رئیس دولت و مسئولین منتخب مردم است؛ وقتی به این منزل از منازل سه‌گانه دولت اسلامی رسیدیم، دیگر این مردم نیستند که به دنبال مسئولین هستند تا خواسته و مطالبه خود را به آن‌ها نشان دهند و آن‌ها را شیرفهم کنند، بلکه این مسئولین هستند که به دنبال فهمیدن خواسته و مطالبه مردم می‌دوند؛ مسئولین اگر قرار است کنشی داشته باشند، کاملا نگاهشان به «خواست مردم» است و این خواست مردم است که صحنه‌گردانی می‌کند. در این منزل و مرحله، مردم سالار هستند؛ نه مسئولین! چنانچه رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: " احساس مسئولیّت در مقابل مردم از ارکان نظام جمهوری اسلامی و مردم‌سالاری است " (۲۳/ ۱/ ۱۴۰۱) و همچنین ایشان در دیدار با بسیجیان در تاریخ ۳/ ۹/ ۱۳۹۵ تصریح می‌کنند و خود ایشان «مردم‌سالاری دینی» را توضیح می‌دهند؛ ایشان می‌فرمایند: "ما که میگوییم مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری اسلامی، بعضی خیال میکنند این مردم‌سالاری فقط پای صندوق رأی و انتخابات است؛ آن [تنها] یکی از جلوه‌های مردم‌سالاری دینی است. مردم‌سالاری یعنی بر اساس دین و بر اساس اسلام، سالارِ زندگیِ جامعه، خود مردمند."
اما در نظریه دولت اسلامی در مکتب حضرت امام به همین سالاریّت مردم به همان معانی پیشرفته هم اکتفا نمی‌شود؛ بلکه به دنبال «امامت امت» است.

۳. دولت مردم
سومین منزل و مرحله از منازل دولت اسلامی، دولت مردم است؛ با تحقق «دولت مردم» است که ما موفق به برداشتن گام دوم انقلاب اسلامی می‌شویم و در فرآیند پنجگانه تمدن اسلامی، از مرحله دولت‌سازی عبور خواهیم کرد و وارد جامعه‌سازی و در نهایت تمدن‌سازی خواهیم شد.
دولت اسلامی به معنای واقعی کلمه، همان دولت مردم است و برای رسیدن به این منزل باید منازل قبلی را طی کرد؛ یعنی «دولت مردمی» یک گذرگاه است برای رسیدن به «دولت مردم» و برای رسیدن از منزل اول به منزل سوم، باید از منزل دوم گذر کرد. بدون آنکه دولت مردمی داشته باشیم، نمی‌توان به دولت مردم رسید. اگر می‌خواهیم امامت مردم را ببینیم، باید مردم را سالار کنیم. امامت مردم از سالاریت مردم می‌گذرد.
البته که در نظریه حاکمیتی نوین برآمده از مکتب امام هیچ‌گاه «امامت امت» و آنچه از آیه شریفه ۵ قصص برداشت می‌شود به معنای بی‌نیازی از ولی نیست. « وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ » اگر خداوند متعال اراده کند که بر مستضعفین منت بگذارد و آن‌ها را امام قرار دهد، این هرگز به معنای بی‌نیازی از ولایت و ولی نیست؛ بلکه این خود نوعی اعطای ولایت به مردم است؛ در نظریه حاکمیتی نوین، اگر «ولایت مردم» مطرح می‌شود، قبل از آن ولایت الله، ولایت معصوم، ولایت فقها و ولایت نخبگان نیز به عنوان عناصر اصلی مطرح می‌شوند. همانگونه که حضرت امام می‌فرمایند: " همه ملت رهبرند " (صحیفه امام، ج ۷، ص ۱۵۷).

مناسب این نگاشته با سالگرد شهادت شهید رئیسی
شهید رئیسی تنها رئیس جمهوری بود که توانست دولت را تا منزل و مرحله دوم یعنی دولت مردمی، پیش‌ببرد. مشهود بود که ایشان وارد منزل دوم از منازل سه‌گانه دولت اسلامی شدند و در حال طی منزل «دولت مردمی» بودند. در نظرگاه شریف ایشان مردم واقعا سالار بودند. ایشان تربیت شده مدرسه شهید بهشتی بودند و همانگونه که مردم در نظرگاه شهید بهشتی بسیار مهم بود، در نگاه ایشان هم کلیدی و مهم بود. مردم واقعا در حال چشیدن طعم سالاریت بودند. روابط و تعاملاتی که شهید رئیسی با مردم داشت و تواضعی که در مقابل مردم از خود بروز می‌داد، نشان از ورود ایشان و دولت ایشان به منزل دوم بود و خوب هم در حال طی این منزل بود که واقعا امیدها را در رسیدن به منزل نهایی دولت اسلامی و برداشتن گام دوم زیاد کرده بود. و شهادت ایشان را قطعا باید از الطاف خفیه الهی دانست.
ایشان و دولت ایشان نه تنها در کار رسانه‌ای موفق نبودند و به تعبیری در این خصوص ضعف داشتند -کما اینکه به توانمند کردن رسانه‌ای توصیه شده بود- و اهل کار رسانه‌ای هم نبودند ولی برای دیدن مردمی بودن ایشان، کافی است تصاویری که از ایشان منتشر شده است را به تماشا بنشینید؛ تصاویری که خود برای روایت مردمی بودن ایشان کافی است. همه خدمات ایشان به مردم و حضور ایشان در میان مردم در بحران‌هایی مانند زلزله و سیل و غیربحران‌ها را صرفا به پای روحیه جهادی و ایمان ایشان نگذارید، بلکه در باورهای ایشان سالاریّت مردم، نقشی کلیدی داشت؛ ایشان کاملا وارد منزل دوم از منازل دولت اسلامی شده بودند و در حال طی آن منزل بودند و شاید بتوان گفت که تا حد خوبی به مقام و ملکه در آن منزل رسیده بودند و در حال همراه کردن و رساندن دولت‌مردان و مسئولان دولت خود به این مقام بودند. نباید گذاشت روایات ناقص و کج و بعضا مریض این پیشرفت را از دیدگان ما پنهان کند. این پیشرفت را باید روایت کرد؛ این از جنس همان «به قله نزدیک‌ایم»‌های حضرت آقا است. و واقعا هم اگر با ایشان منزل «دولت مردمی» را طی می‌کردیم؛ وارد منزل بعدی شدن، یعنی منزل «دولت مردم»، نزدیک می‌بود.

 

لینک در سایت پنجره

 

 

 

 

 

 

واقعا حیف شد که از میان‌مان رفت! روحش شاد و قرین رحمت باد!

چند وقتی بود که ضبط ماشین خراب شده بود و فرصت نمی‌کردم تعمیر کنم ولی با توجه به مسیر طولانی که برای سفر نوروزی در پیش داریم، دیروز زمانی را برای درست کردن آن خالی کردم. البته داخل پرانتز بگویم که سفر نوروزی نیست، بلکه بیشتر سر زدن به اقوام و پدر و مادر است که از آن‌ها دور افتاده‌ایم و دچار هجرت شده‌ایم.

القصه اینکه اولین مغازه تعمیر ضبط که در خیابان دیدیم را مراجعه کردم؛ معمول این مغازه‌ها سیستم‌های خفن و ضبط و پخش‌های حرفه‌ای می‌فروشند و روی ماشین‌ها نصب می‌کنند و البته در کنار آن به تعمیرات هم می‌پردازند. وارد شدم و درخواست کردم که نگاهی به ضبط ماشین ما هم بیاندازد؛ گفت که نیاز به تعمیر دارد و باید بماند و فردا بیا بگیر و شماره تماس داد که قبل از رفتن زنگ بزنم.

امروز که تماس گرفتم، گفت درست شده و می‌تونم برم ببرم؛ پرسیدم تا کی هستی؟ گفت یه سره تا افطار هستیم و میریم افطار بعد از افطار هم یه دوساعتی هستیم.

به ظاهر و قیافه و به خصوص با تتو‌ها یا خالکوبی‌هایی که روی دستش داشت نمی‌خورد روزه بگیرد؛ ولی روزه بود. و این تذکری بود برای من که باز هم پیش خود این باور را مرور کنم که مردم ایران سه انتخاب تاریخی کردند و به آن پایبند هستند و هر کس به این‌ها توجه نکند، اساسا نمی‌تواند هیچ تحلیل درستی از این مردم داشته باشد؛ و اما آن سه انتخاب که این مردم را ویژه و ممتاز کرده است، انتخاب «اسلام»، انتخاب «تشیّع» و انتخاب «انقلاب» است. در این خصوص سخن و توضیح بسیار است و در این مجال نمی‌گنجد.

به هیچ وجه نمی‌توان هویت حسینی را از این مردم گرفت؛ هیچ کس نمی‌تواند آرمان‌های انقلابی را از این مردم بگیرد. نمی‌گویم که جامعه‌شناسان فقط به شب‌های قدر، اربعین، عاشورا و محرم نگاه کنند که صد البته نباید از آن‌ها غفلت کرد و نباید در تحلیل‌ها آن‌ها را نادیده گرفت بلکه کافی است سر از کتابها -که عمدتا طوطی‌وار حرف‌های غربی‌ را را تکرار کردند- بیرون بیاورند و کمی با این نگاه که چقدر هویت دینی این مردم ریشه‌ای است در کف جامعه بچرخند؛ فقط به این توجه کنند که در هربار خرید - هر خریدی - چند بار «خدابرکت‌بدهد» می‌شنوند.
دوستی به شوخی می‌گفت طرف وقتی مشروبات الکلی هم می‌فروشد، می‌گوید خدابده برکت!

منبع

درگیری‌های این‌روز‌ها در فلسطین به خوبی پوشالی بودن قدرت اسرائیل را نشان داد؛ دیدید که فلسطین با دست خالی چه به حال و روز اسرائیل آورد؟ اما این پوشالی بودن قدرت اسرائیل هنوز در باور مردم ما ننشسته است. مردم ایران باید باورد کنند که قدرت اسرائیل پوشالی است و یک «وفاق ملی» علیه اسرائیل صورت گیرد تا پشتیبان ورود «علنی» ایران به جنگ باشد. برای نابودی اسرائیل ایران باید محکم و علنی وارد میدان مبارزه شود و این به پشتیبانی مردم و همراهی افکار عمومی نیاز دارد؛ باید یک وفاق ملّی در ایران برای مبارزه بر علیه اسرائیل شکل بگیرد.

گمان نمی‌کنم کسی پیدا شود که از اسرائیل «نفرت» نداشته باشد؛ حتی طرفداران «زن، زندگی، آزادی» هم از این لکه ننگ متنفر هستند؛ امّا این کافی نیست؛ باید اسرائیل را دشمن خود بدانیم؛ تا هنگامی که اسرائیل به عنوان دشمن و عدو خود در باور‌ما نباشد، نمی‌توان توقع داشت که مردم برای مقابله با آن به پا خیزند. دشمن گرفتن یک تعبیر قرآنی است؛ «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا».

مردم ما باید باور کنند بسیاری از مشکلات ما به خاطر این غده‌ی سرطانی در منطقه است؛ باید آن را از بین برد تا مشکلات‌ حل شوند. راه حل مشکلات، در نابودی اسرائیل است.

مردم ما باید باورکنند که مانع پشرفت ما اسرائل است؛

مردم ما باید باورکنند که اگر مشکل اقتصادی داریم، رفع آن در «گرو» نابودی اسرائیل است؛

باید اسرائیل نابود شود تا مشکلات اقتصادی ما برطرف شود.

 

لینک به منبع

در ادامه‌ی یادداشت‌هایی که ذیل آزاداندیشی تقدم شد، شاید بتوان گفت یکی از مباحث مهم و کلیدی و تاحدودی حیاتی، تعریف آزاداندیشی است؛ آزاداندیشی چیست؟ و یا به عبارتی تقلیدی چه باشد آنچه خواندنش آزداندیشی؟ به نظر می‌رسد که ذات‌کاوی و ماهیت‌کاوی آزداندیشی از مباحث بسیار مهم است و نباید از این کار فیلسوفانه به راحتی گذشت؛ اساسا در تفلسف نباید تعجیل کرد.

آزاداندیشی در «گام دوم» انقلاب بسیار مهم است؛ چرا که گام دوم انقلاب در گرو فراگیر شدن آزاداندیشی است؛ گام دوم انقلاب، گام مردم است؛ و من هر کجا که «مردم» و مردم سالاری می‌شنوم، آزاداندیشی می‌فهمم.

و فراگیری آزاداندیشی در گرو این است که اولا این پدیده به خوبی شناسایی و مورد کنکاش و «ذات‌کاوی» و ماهیت‌شناسی قرار گیرد و اندیشه‌ی لازم برای آزاداندیشی تولید شود؛ چرا که علارغم مطالبات و تبیین‌ها و اسرار‌ها و تاکید‌ها و حتی «گلایه‌»های رهبری نسبت آزاداندیشی، مشکل اصلی در فراگیر نشدن آزاداندیشی «فقر تئوریکی» است که در صحنه نسبت به آزاداندیشی وجود دارد؛ از باب نمونه عرض کنم که معمولا اگر آزاداندیشی را همان آزادی بیان - آن هم با قرائت‌های سیاسی رادیکال - نگیرند، آن را مساوی «کرسی‌های نظریه‌پردازی» می‌گیرند!  و پس از این‌ها است که نوبت به فرهنگ‌سازی و گفتمان کردن آزداندیشی می‌رسد؛ لذا ابتدا باید تکلیف را در ساحت «فردیِ آزاداندیشی» مشخص کرد و بعد نوبت به ساحت اجتماعی آن می‌رسد.

خلاصه‌ای گزارش‌وار از نتیجه تورق‌هایی در مصاحبه‌ها و نوشته‌ها و گفته‌ها خدمت‌تان تقدیم می‌شود به امید آنکه این خلأ تئوریک در باب آزاداندیشی احساس شود و ضرورت ذات‌کاوی فیلسوفانه «آزاداندیشی» روشن شود؛

برخی آزاداندیشی را مساوی با کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه پردازی می‌دانند و برخی دیگر آزاداندیشی را مساوی با نوآوری؛ و تلقی بعضی هم این است که آزاداندیشی از جنس تفکر و اندیشه است و آزاداندیشی را تفکر بدون قید و بند معنا کردند؛ برخی دیگر آن را ابزار و یا روشی برای فهمیدن تعریف کردند؛ بعضی آن را یک مقوله کاملا اجتماعی فهمیدند تا مقوله‌ای از جنس اندیشه؛ بعضی از صاحب نظران آزاداندیشی را همان تفکر صحیح و منطقی انگاشته‌اند و تنها شرط در آن را رعایت منطق دانسته‌اند؛ و برخی دیگر رهایی از قیود و بعضی هم آن را استفاده از راه‌ و روش‌هایی برای دستیابی به حق و حقیقت که هدف تفکر است پنداشته‌اند؛ و بعضی دیگر از صاحب نظران آزاداندیشی را یک ملکه نفسانی و یک صفت اخلاقی در نظر گرفته‌اند؛ و برخی  گمان بردند که آزاداندیشی روشِ کلانِ درست اندیشیدن است و ... 

برای جلوگیری از قلم‌فرسایی دیگر ادامه نمی‌دهم؛ تو خود بخوان از این مجمل مفصّل‌ها!

 

یادداشت در سایت پنجره

جنرال وسلی کلارک رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا و فرمانده سابق ناتو در سال ۲۰۰۷ با صراحت اعلام کرد که حادثه ۱۱ سپتامبر بهانه‌ای برای ویران کردن لبنان، عراق، سوریه، لیبی، سومالی، سودان و ایران بود. این جنرال کهنه کار آمریکا ادامه داد: تمام ۷ کشور به غیر ایران با جنگ نابود شدند. ولی به دلیل قدرت نظامی ایران، استراتژی به نابودی نرم تغییر کرد.

 

او همچنین گفت تحریم‌ها ۲ هدف دارند. یا ایران دچار آشوب می‌شود، که پروژه سوریه (جنگ داخلی) اجرا می‌شود. یا ایران تسلیم مذاکره می‌شود که پروژه عراق و لیبی (خلع سلاح و حمله نظامی) اجرا می‌شود. ایران راهی جز پیروزی در جنگ اقتصادی ندارد. یا پیروز می‌شود و ابرقدرت می‌شود یا شکست می‌خورد و نابود می‌شود.
منبع:کتاب " برج های دوقلو...نوشته : خوان آنتونیوسارین...استاددانشگاه شیکاگو (+)

چند سال از انتشار این گفتگو گذشته است؟ آیا لحظه‌ای دشمنان از تحریم‌ها دست برداشته اند؟ حتی وقتی با کلید‌داران به سمت جام تلخ برجام رفتیم و در خیابان‌ها به پای کوبی و جشن پرداختیم باز هم دست از تحریم و جنگ اقتصادی برنداشتند. وقتی ترامپ با تمام دیوانه‌بازی‌هایش رئیس جمهور می‌شود آیا جز این فهمیده می‌شود که نبرد پیش‌رو اقتصادی است؟ نکند باور دارید که مردم آمریکا ترامپ را انتخاب کردند؟!

ای کسانی که برای تحمیل برجام بر پیکر ایران صد‌ها سکه طلا پاداش می‌گیرید، بدانید اگر نیمی از این وقت را که در راه برجام تلف کردید در راه اقتصاد صرف می‌کردید، حال این اوضاع اقتصادی کشور نبود. در اوج جنگ اقتصادی وزیر اقتصاد نداشتن  چه معنایی دارد؟

از این گفتوگو سالها می‌گذرد و کشورمان، ایران توانست مقابل شدیدترین تحریم‌های اقتصادی مقاوت کند و از  تهدیدهای نظامی هم عبور کند. البته کشورمان به همّت و تحمل مردمانش این پیروزی را دارد؛ نه مسئولانی که چشم امید به غرب بسته‌اند. و آن‌هایی که چشم خود را بسته‌اند بدانند که صبر این مردم عزیز بی‌نهایت نیست! 

اکنون این ایران است که سرنوشت منطقه غرب آسیا را تعیین می‌کند و به یک قدرت جهانی تبدیل شده است. و آن هم تنها به خاطر مردم این خاک است. مردمی که در این جنگ اقتصادی هم مانند ۸ سال دفاع مقدس، مجاهدت می‌کنند.

منبع

پنجره


سهمِ من زِ آسمانِ معرفتش ❁ قدرِ یک پنجره است زین دوار
┄┅════┅┄
✦ هرکس می‌خواهد ما را بشناسد داسـتان کـربلا را بخواند! "شهید آوینی"
┄┅••==✧؛✿؛✧==••┅┄
● طلبه | دُچار کتاب | سرگرم با ‎قلم
↻ در جستجوی «مکتب امام»
♡ و در آرزوی فرهنگ آزاداندیشی
...